مرا آخر نگاهی کنــــ
مرا بنگر چه بی تابم
چرا چشمان من خیس است؟
چرا بغضم گلوگیر است؟
چرا فریاد می خواهم؟
چرا دلتنگ دلتنگم؟
چرا راهی برایم نیست؟
زمین با من سر جنگ است
چرا آخر نمی آیی؟
چرا ما را نمی خواهی؟
اصلاً من بی وفا اما
تو که خوبی وفایی کن
وفا کن بنگرم یک شب
به چشمانم، به دستانم
به بی تابی این قلبم
وفا کن بنگرم یک شب
وفا کن...
بنگرم یک شب..

برگرد یادت را جا گذاشته ای...
نمی خواهم عمری با این امید باشم که برای بردنش برمی گردی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۰۲ ساعت 19:37 توسط h.a
|
سلام دوستان عزیز خوش اومدید به وب خودتون مطالبو این وب برا دلشکستم مینویسم امید وارم خوشتون بیاد